محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1056

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

و از حد اندر گذشت چنان كه صفت نتوان كرد ، و الله كه امير المؤمنين از بهر تو او را چيزى نمىگويد ، زيرا كه تو او را وزير كردى . چون اين سخن بگفت ، گونهء ابو مسلم بگشت . پس گفت : اگر [ بو ] سلمه چنين كند ، من دستورى دادم ترا و امير المؤمنين را ، هر چه خواهيد كنيد با او كه من بنده اىام از بندگان امير المؤمنين . و بو مسلم ابو جعفر را به نيكويى گسيل كرد . چون به نزديك امير المؤمنين ابو العبّاس اندر شد ، او را آگاه كرد از هر چه ديد از طاعت مردمان خراسان ، و دستورى دادن بو مسلم بر كشتن بو سلمه . و بو سلمه همان شب كشته شد . پس ابو العبّاس روى به [ بو ] جعفر كرد و گفت : چگونه ديدى بو مسلم را ؟ گفت : جبّارى از جبّاران ، و پندارم كه ترا زندگانى خوار باشد تا او زنده بود ، و بايد كه تو اين را پنهان دارى تا خود چگونه بود . و هو اعلم .